الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

59

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

جلوهء ديگر تأثير متقابل فقه و مسائل اخلاقى و اعتقادى و دست در آغوش هم بودن اين دو ، در اين است كه ملاحظهء مهم‌ترين مقولهء اخلاق كه « عدالت » نام دارد و از مقاصد عاليهء دين است و نيز ملاحظهء ساير اهداف و مقاصد دينى ، به عنوان اصلى از اصول استنباط ، بايد مورد توجّه فقيهان باشد . توضيح اينكه « فقه » در برابر تمام دين مسئول است و فقيه نمىتواند رأيى صادر كند كه با يكى از اهداف و مقاصد دينى ناسازگار باشد ، مثلًا اگر حكمى و فتوايى با استقرار قسط و عدالت اجتماعى تعارض داشته باشد بايد در آن تأمل بيشترى شود و با ملاحظه‌اى مجدّد و نگاهى همه سويه و كشف بعضى از قيود و خصوصيّات موضوع واقعى حكم ، اين تعارض مرتفع گردد . به هر حال لازم است اصل « هماهنگى با اهداف و مقاصد دين و روح شريعت » به مثابهء اصلى از اصول استنباط ، مورد توجّه قرار گيرد . بر همين اساس است كه بسيارى از آياتى كه متعرّض مسائل فقهى است آميزه‌اى است از احكام فقهى و اشاره به رعايت عدالت و دورى از ظلم و بىعدالتى دارد ، نظير آيه‌اى كه در لابه‌لاى احكام طلاق از اضرار و تعدّى و ظلم نهى مىكند « وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ » « 1 » و از عدم استهزاى آيات الهى و يادآورى نعمت‌هاى الهى و آگاهى خداوند سخن مىراند « وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » . « 2 » چنان كه علّامهء طباطبايى در ذيل اين گونه از آيات متذكّر شده‌اند « 3 » از مثل اين گونه از آيات استفاده مىشود كه ايجاد تفرقه بين احكام فقهيّه و اصول اخلاقى و اكتفا نمودن به خصوص احكام فقهى و جمود بر ظواهر جايز نيست چرا كه چنين چيزى ابطال مصالح تشريع و از بين بردن غرض دين و نابودى سعادت حيات انسانى را در پى خواهد داشت . « غزالى » در مقابل فقيهى از فقهاى اهل سنّت كه براى فرار از زكات ، هر سال همهء اموالش را به همسرش مىبخشيد ، مىنويسد : اين فقيه زيرك ، قاضى « أبو يوسف يعقوب بن ابراهيم بن حبيب انصارى » نام دارد كه شاگرد ابو حنيفه و نخستين قاضى القضاة و فقيه بزرگ قرن دوم است و وقتى به ابو حنيفه خبر حيلهء او براى فرار از زكات را منتقل ساختند او را ستود و گفت : اين از فقه و فقاهت او نشأت مىگيرد ( ذلك من فقهه ) . سپس مىگويد : ابو حنيفه راست گفته است : فقه دانى أبو يوسف او را به چنين حيله‌اى آشنا كرده است اما چنين فقهى فقط به درد دنيا مىخورد و لكن ضرر او در آخرت از هر جنايتى عظيم‌تر است و مثل چنين علمى است كه « علم مضرّ » به حساب مىآيد » . « 4 »

--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 231 . ( 2 ) . بقره ، آيهء 231 . ( 3 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 234 . ( 4 ) . المحجّة البيضاء ، ج 1 ، ص 57 ، كتاب العلم .